اسم

اردک ماهی

(~.) (اِمر.) جزو ماهیان استخوانی دریازی است. پوست بدنش پوشیده از فلس است و حلال گوشت می‌باشد.

    ارده

    (اَ دِ) (اِ.) کنجد کوبیده که با شیره یا عسل می‌خورند.

      اردو

      ( اُ ) [ تر – مغ ] (اِ.)
      ۱- گروهی سپاهیان با تمام لوازم که به سویی فرستاده شوند.
      ۲- لشکرگاه، محل لشکر.۳ – محلّی که ورزشکاران یا دانش آموزان برای تمرین یا تفریح مدتی معین به آنجا می‌روند.

        ارج

        ( اَ ) (اِ.) ارز، ارزش، رتبه، مقام.

          ارجاء

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ رجاء؛ کنارها، گوشه‌ها.

            ارجاع

            ( اِ ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) بازگردانیدن، رجوع کردن امری.
            ۲- (اِ.) احاله، حواله. ج. ارجاعات.

              ارجنه

              (اَ جَ نِ)(اِ.)نوا و لحنی است در موسیقی قدیم.

                ارجوزه

                (اُ زَ) [ ع. ارجوزه ] (اِ.) قصیده در بحر رجز، شعر کوتاه. ج. اراجیز.

                  ارحام

                  ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- جِ رَحِم ؛ زهدان‌ها.
                  ۲- خویشان، اعضاء خانواده.

                    پیمایش به بالا