اسم

اردک

(اُ دَ) [ تر. ] (اِ.) مرغابی، یکی از طیور که در آب شنا می‌کند و در هوا نیز پرواز می‌کند. منقار پهن، پاهای پرده دار و پرهای رنگین دارد.

    اردک ماهی

    (~.) (اِمر.) جزو ماهیان استخوانی دریازی است. پوست بدنش پوشیده از فلس است و حلال گوشت می‌باشد.

      ارده

      (اَ دِ) (اِ.) کنجد کوبیده که با شیره یا عسل می‌خورند.

        ارثماطیقی

        (اَ رِ) [ معر – یو. ] (اِ.) دانش اعداد، فن محاسبه. علم حساب نظری.

          ارج

          ( اَ ) (اِ.) ارز، ارزش، رتبه، مقام.

            ارجاء

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ رجاء؛ کنارها، گوشه‌ها.

              ارجاع

              ( اِ ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) بازگردانیدن، رجوع کردن امری.
              ۲- (اِ.) احاله، حواله. ج. ارجاعات.

                ارجنه

                (اَ جَ نِ)(اِ.)نوا و لحنی است در موسیقی قدیم.

                  ارجوزه

                  (اُ زَ) [ ع. ارجوزه ] (اِ.) قصیده در بحر رجز، شعر کوتاه. ج. اراجیز.

                    پیمایش به بالا