اسم

ارجوزه

(اُ زَ) [ ع. ارجوزه ] (اِ.) قصیده در بحر رجز، شعر کوتاه. ج. اراجیز.

    ارحام

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ رَحِم ؛ زهدان‌ها.
    ۲- خویشان، اعضاء خانواده.

      ارخالق

      (اَ لِ یا لُ) [ تر. ] (اِ.) نیم تنه‌ای که مردان و زنان می‌پوشیدند و لای رویه و آستر آن پنبه قرار می‌دادند.

        ارخش

        (اُ یا اَ رَ) (اِ.) خورشید، آفتاب.

          ارتفاعات

          (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ ارتفاع.
          ۱- بلندی‌ها، ا وج‌ها. آن چه از سطح زمین برتر و بلندتر است، تپه‌ها، کوه‌ها.
          ۲- محصول و دانه‌ها و غله‌های برداشت شده از زمین.

            ارتوپدی

            (اُ تُ پِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از شاخه‌های پزشکی که به اصلاح ناهنجاری -‌های ناشی از بیماری یا آسیب استخوان‌ها و مفاصل می‌پردازد، استخوان پزشکی. (فره).

              ارتودنسی

              (اُ تُ دِ) [ فر. ]
              ۱- (اِمص.) اصلاح بی نظمی‌های دندان.
              ۲- (اِ.) شاخه‌ای از دندانپزشکی که به پیشگیری و اصلاح بی نظمی‌های دندان می‌پردازد.

                پیمایش به بالا