ادعانامه
(~. م ِ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
۱- هر نوشتهای که دعوی و ادعایی را علیه کسی یا کسانی دربرداشته باشد.
۲- نوشتهای رسمی که به وسیله آن دادستان و یا مقام دیگری از دادگاه صالحه برای متهم به ارتکاب جرمی تقاضای رسیدگی و مجازات میکند، کیفرخواست.
(~. م ِ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
۱- هر نوشتهای که دعوی و ادعایی را علیه کسی یا کسانی دربرداشته باشد.
۲- نوشتهای رسمی که به وسیله آن دادستان و یا مقام دیگری از دادگاه صالحه برای متهم به ارتکاب جرمی تقاضای رسیدگی و مجازات میکند، کیفرخواست.
(اُ دُ کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مایع خوشبو کنندهای مرکب از آب، الکل و عطرهای مختلف مأخوذ از شهر کلن آلمان که مرکز ساخت آبهای معطر است.
(اِ رِ) [ ع. اداره ]
۱- (مص م.) نظام دادن، گرداندن کار.
۲- (اِ.) بخشی از هر وزارتخانه که مسئولیت انجام دادن بخشی از کارهای دولتی را به عهده دارد.