اسم

اخوین

(اَ خَ وَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه اَخ، دو برادر.

    اخیه

    (اَ یَّ) [ ع. ] (اِ.) آخیه، میخ آخور، ریسمان یا قلاب‌هایی که در طویله کنار آخور نصب می‌کنند و چهارپایان را به آن‌ها می‌بندند. ج. اواخی یا اخایا.

      اخلاط

      ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ خِلط.
      ۱- چیزهای درهم آمیخته.
      ۲- در طب قدیم صفرا وخون و بلغم و سودا.

        اخوات

        (اَ خَ) [ ع. ] (اِ.) جِ اخت.
        ۱- خواهران.
        ۲- مانندها، شبیه‌ها.

          اخوال

          (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ خال، داییان، دایی‌ها، برادران مادر.

            اخوان

            (اَ خَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه اخ، دو برادر.

              اخوان

              (اِ) [ ع. ] (اِ.) جِ اَخ ؛ برادران، دوستان، برادرخواندگان.

                اخوان الصفاء

                (اِ نُ صِّ) [ ع. ] (اِمر.)
                ۱- برادران یکدل، صوفیان.
                ۲- نام انجمنی از دانشمندان ایرانی که در میانه سده چهارم هجری در بصره و بغداد تشکیل شد که هدف آنان هماهنگ کردن اسلام و حکمت و فلسفه یونان بود.

                  اخوان المسلمین

                  (اِ خْ نُ لْ مُ سْ لِ) [ ع. ] (اِمر.) نام جمعیتی که توسط حسن البنا در سال ۱۹۲۸ در مصر بوجود آمد و هدف آن احیای شعائر دین و ایجاد وحدت اسلامی بود. این جنبش در سال ۱۹۵۴ قصد ترور عبدالناصر به علت نزدیک شدن او به غرب را داشتند که در نتیجه سازمانشان منحل و سرانشان اعدام شدند.

                    پیمایش به بالا