احضاریه
(اِ یِّ) [ ع. ] (اِمر.) احضارنامه، نامهای که به وسیله آن شخص را به دادگاه یا هر جای دیگر فراخوانند.
(اِ یِّ) [ ع. ] (اِمر.) احضارنامه، نامهای که به وسیله آن شخص را به دادگاه یا هر جای دیگر فراخوانند.
( اِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) آهنگ حج کردن، در حرم درآمدن.
۲- (اِ.) مجازاً دو تکه لباس نادوخته که در ایام حج یکی را به کمر بندند و دیگری را بر دوش اندازند.
( اِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) نیازمند شدن، حاجتمند شدن.
۲- (اِمص.) حاجتمندی، نیازمندی.
۳- (اِ.) نیاز، حاجت.
( اِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) حیله کردن.
۲- ذمُه دیگری را پذیرفتن.
۳- (اِمص.) حیله – گری، چاره ساختن.
(اَ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ حدث.
۱- نوها، تازهها، هر چیز تازه و نو پدید آمده.
۲- جوانان.
۳- نوعی حقوق دیوانی (در عهد صفویه). ؛ ~ اربعه: حدثهای چهارگانه: قتل، ازاله بکارت، شکستن دندان و کور کردن. ~ دهر: بلاهای روزگار، پیشامدهای دوران. ~ موجبه وضوء: حدثهایی که وضو را باطل میکند.