اسم

احزان

( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حُزن و حَزَن ؛ غم‌ها و اندوه‌ها.

    احسان

    ( اِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) نیکی کردن.
    ۲- بخشش کردن.
    ۳- (اِمص.) نیکوکاری، بخشش.

      احشاء

      ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حشا؛ اندرونه، اعضای درونی بدن مانند: دل و جگر و معده و روده. احصائیه (اِ یُِ) [ ع. ] (اِمر.)
      ۱- آمار، شمار.
      ۲- دانشی که موضوع آن دسته بندی منظم امور اجتماعی است.

        احتمالات

        (~.) [ ع. ] (اِ.) شاخه‌ای از علم ریاضی که در آن احتمال وقوع پیشامدهای تصادفی بررسی می‌شود.

          احتیاج

          ( اِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) نیازمند شدن، حاجتمند شدن.
          ۲- (اِمص.) حاجتمندی، نیازمندی.
          ۳- (اِ.) نیاز، حاجت.

            احتیال

            ( اِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) حیله کردن.
            ۲- ذمُه دیگری را پذیرفتن.
            ۳- (اِمص.) حیله – گری، چاره ساختن.

              احداث

              (اَ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ حدث.
              ۱- نوها، تازه‌ها، هر چیز تازه و نو پدید آمده.
              ۲- جوانان.
              ۳- نوعی حقوق دیوانی (در عهد صفویه). ؛ ~ اربعه: حدث‌های چهارگانه: قتل، ازاله بکارت، شکستن دندان و کور کردن. ~ دهر: بلاهای روزگار، پیشامدهای دوران. ~ موجبه وضوء: حدث‌هایی که وضو را باطل می‌کند.

                احداق

                (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حدقه ؛ سیاهی‌های چشم، مردمک‌های چشم.

                  پیمایش به بالا