اسم

احکام

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) محکم کردن، استوار کردن.
۲- (اِمص.) استواری.

    احمال

    ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ حَمل ؛ بارهای شکم، بارهای درخت.
    ۲- جِ حَمَل ؛ بره‌ها.

      احرام

      ( اِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) آهنگ حج کردن، در حرم درآمدن.
      ۲- (اِ.) مجازاً دو تکه لباس نادوخته که در ایام حج یکی را به کمر بندند و دیگری را بر دوش اندازند.

        احرامی

        ( اِ) [ ع – فا. ] (اِ.) پارچه سفیدی که به عنوان بقچه لباس به کار می‌رود.

          احزاب

          ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حزب.
          ۱- گروه‌ها، دسته‌ها.
          ۲- گروه‌های کافران، شامل برخی از قبایل عرب، مانند قریش، غطفان و بنی قریظه، که با هم متحد شده به جنگ پیامبر رفته بودند.
          ۳- هر گروه سیاسی که مرام و مسلکِ ویژه خود را دارد.

            احزان

            ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حُزن و حَزَن ؛ غم‌ها و اندوه‌ها.

              احسان

              ( اِ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) نیکی کردن.
              ۲- بخشش کردن.
              ۳- (اِمص.) نیکوکاری، بخشش.

                احشاء

                ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حشا؛ اندرونه، اعضای درونی بدن مانند: دل و جگر و معده و روده. احصائیه (اِ یُِ) [ ع. ] (اِمر.)
                ۱- آمار، شمار.
                ۲- دانشی که موضوع آن دسته بندی منظم امور اجتماعی است.

                  پیمایش به بالا