اسم

احکام

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) محکم کردن، استوار کردن.
۲- (اِمص.) استواری.

    احمال

    ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ حَمل ؛ بارهای شکم، بارهای درخت.
    ۲- جِ حَمَل ؛ بره‌ها.

      احشاء

      ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حشا؛ اندرونه، اعضای درونی بدن مانند: دل و جگر و معده و روده. احصائیه (اِ یُِ) [ ع. ] (اِمر.)
      ۱- آمار، شمار.
      ۲- دانشی که موضوع آن دسته بندی منظم امور اجتماعی است.

        احضاریه

        (اِ یِّ) [ ع. ] (اِمر.) احضارنامه، نامه‌ای که به وسیله آن شخص را به دادگاه یا هر جای دیگر فراخوانند.

          احرام

          ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- جِ حَرَمْ.
          ۲- جِ حریم.

            احرام

            ( اِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) آهنگ حج کردن، در حرم درآمدن.
            ۲- (اِ.) مجازاً دو تکه لباس نادوخته که در ایام حج یکی را به کمر بندند و دیگری را بر دوش اندازند.

              پیمایش به بالا