اسم

اچه

(اَ چِ) [ تر. ] (اِ.) برادر بزرگ.

    احادیث

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ احدوثه ؛ افسانه‌ها، سخن‌ها.
    ۲- جِ حدیث ؛ روایات، اخبار.

      احبار

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جمع حبر؛
      ۱- دانشمندان، علما.
      ۲- پیشوایان روحانی یهود.

        اجمال

        ( اِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) به اختصار سخن گفتن ؛ مبهم و نارسا گفتن.
        ۲- (اِ.) سخن خلاصه و مبهم.

          اجمه

          (اَ جَ مِ) [ ع. ] (اِ.) بیشه، نیستان. ج. اجم.

            اجناد

            ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها، سپاهیان.

              اجناس

              ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ جنس.
              ۱- قسم‌ها، نوع، گونه‌ها.
              ۲- کالاها، امتعه.

                اجنحه

                (اَ نِ حِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جَناح ؛ بال‌ها.

                  اجنه

                  (اَ جِ نُِ) [ ع. اجنه ] (اِ.) در عربی جمع جنین و در فارسی به غلط جمع جن گویند.

                    اجلاس

                    (ا ِ) [ ع. ]
                    ۱- (مص م.) نشانیدن.
                    ۲- (اِ.) با هم نشستن برای گفتگو یا مشاوره در امری.
                    ۳- جلسه‌ای رسمی با تعداد شرکت کنندگان محدود که در آن چند نفر سخنرانی می‌کنند و پس از بحث و مذاکره تصمیماتی اتخاذ و گاه قطعنامه‌ای صادر می‌شود.

                      پیمایش به بالا