اسم

اجماع

( اِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گرد آمدن، متفق شدن بر انجام کاری.
۲- (مص م.) جمع کردن.
۳- (اِمص.) در فقه اسلامی به معنی اتفاق کلمه فقها در مسئله‌ای یا امری.

    اجمال

    ( اِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) به اختصار سخن گفتن ؛ مبهم و نارسا گفتن.
    ۲- (اِ.) سخن خلاصه و مبهم.

      اجمه

      (اَ جَ مِ) [ ع. ] (اِ.) بیشه، نیستان. ج. اجم.

        اجراء

        ( اِ ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) انجام دادن کار.
        ۲- به اجراء گذاشتن حکم صادر شده.
        ۳- مستمری و حقوق مقرر کردن برای کسی.
        ۴- (اِ.) وظیفه، مستمری.

          اجرام

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- جِ جِرم ؛ تن‌ها، اجسام.
          ۲- ستارگان.
          ۳- جِ جُرم ؛ گناهان.

            اجرت

            (اُ رَ) [ ع. اجره ] (اِ.)
            ۱- مزد، دستمزد.
            ۲- کرایه.

              اجزاء

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جزء و جزو؛ پاره‌ها، بهره‌ها.

                اجساد

                ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جسد؛ بدن‌ها، تن‌ها، جسم‌ها.

                  اجسام

                  ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ جسم ؛ تن‌ها، کالبدها.

                    پیمایش به بالا