اسم

اثافی

(اَ) [ ع. ] (اِ.) ج. اثفیّه.
۱- پایه دیگدان، اجاق.
۲- نام چند ستاره‌است مقابل رأس – القدر، شلیاق.
۳- سه سنگ زیر دیگ.
۴- جماعت.

    اثأب

    (اَ ءَ) [ ع. ] (اِ.) = ثأب: درختی است که از چوب آن مسواک سازند.

      اثر

      (اَ ثَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – نشان و علامت باقی – مانده از هر چیز.
      ۲- جای پا، نشان قدم.
      ۳- حدیث، روایت.
      ۴- داغ.
      ۵- تأثیر.
      ۶- تألیف، تصنیف.
      ۷- یادبود.

        اثفیه

        (اِ یا اُ یِ) [ ع. اثفیه ] (اِ.) دیگ پایه سنگین، سنگی که زیر دیگ نهند.

          اثقال

          ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثَقَل، ثِقل.
          ۱- بارهای گران، گران بها، اسباب.
          ۲- اشیاء نفیس، چیزهای گرانبها.
          ۳- رخت‌های مسافر.

            اثم

            ( اِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- گناه، خطا.
            ۲- کاری که کردن آن روا نباشد.

              اثناء

              ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثنی ؛ میانه‌ها، لاها.

                اتومبیل

                (اُ تُ مُ) [ فر. ] (اِ.) وسیله نقلیه‌ای که با موتور کار می‌کند و دارای چهار چرخ است، ماشین.

                  پیمایش به بالا