اسم

اجاره بها

(~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پول و بهایی که در برابر اجاره کردن جایی به صاحب آن می‌پردازند، مال الاجاره.

    اجاره نامچه

    (~. چِ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.) سندی که برای انجام اجاره تنظیم و منعقد می‌شود، اجاره نامه.

      اجاره نشین

      (~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که در محل اجاره‌ای زندگی می‌کند، مستأجر. اجازه (اِ زِ) [ ع. اجازه ]
      ۱- (مص م.) رخصت دادن، رخصت.
      ۲- (اِ.) گواهی صلاحیت دادن فتوی به کسی از طرف یک عالِم.

        اجاق

        (اُ) [ تر. ] (اِ.)
        ۱- دیگدان، آتشدان.
        ۲- دودمان، خاندان.
        ۳- صاحب کرامات و کشف. ؛ ~گاز نوعی اجاق که سوخت آن گاز متان است. ؛ ~برقی نوعی اجاق که با نیروی برق گرما تولید می‌کند و مثل اجاق گاز برای پختن غذا و جز آن به کار می‌آید.

          اجانه

          (اِ نِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- تشت، تغار.
          ۲- نام یکی از صورت‌های فلکی جنوبی.
          ۳- گودالی که پای درخت درست کنند برای آب دادن به آن.

            اثناعشر

            (اِ عَ شَ) [ ع. ] (اِمر.)
            ۱- دوازده.
            ۲- نام نخستین بخش از روده کوچک که پیوسته به معده می‌باشد به طول بیست و پنج سانت و پهنای دوازده انگشت.

              اثنان

              ( اِ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- دو، عدد دو. (در حالت رفعی).
              ۲- دو مرد.
              ۳- روز دوشنبه.

                اثاثیه

                (اَ یِ) [ ع. ] (اِ.) صورت غلط ولی مصطلح اثاثه.

                  پیمایش به بالا