اثیر
( اَ) [ معر. ] (اِ.) به باور قدما کره آتش که بالای کره هواست، سیالی رقیق و بی وزن است.
(~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پول و بهایی که در برابر اجاره کردن جایی به صاحب آن میپردازند، مال الاجاره.
(~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که در محل اجارهای زندگی میکند، مستأجر. اجازه (اِ زِ) [ ع. اجازه ]
۱- (مص م.) رخصت دادن، رخصت.
۲- (اِ.) گواهی صلاحیت دادن فتوی به کسی از طرف یک عالِم.
(اَ ثَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – نشان و علامت باقی – مانده از هر چیز.
۲- جای پا، نشان قدم.
۳- حدیث، روایت.
۴- داغ.
۵- تأثیر.
۶- تألیف، تصنیف.
۷- یادبود.