اسم

اثیر

( اَ) [ معر. ] (اِ.) به باور قدما کره آتش که بالای کره هواست، سیالی رقیق و بی وزن است.

    اجاره

    (اِ رِ) [ ع. اجاره ]
    ۱- (مص م.) پناه دادن، به فریاد رسیدن.
    ۲- به مزد گرفتن.
    ۳- (اِ.) کرایه.

      اجاره بها

      (~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پول و بهایی که در برابر اجاره کردن جایی به صاحب آن می‌پردازند، مال الاجاره.

        اجاره نامچه

        (~. چِ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.) سندی که برای انجام اجاره تنظیم و منعقد می‌شود، اجاره نامه.

          اجاره نشین

          (~. نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که در محل اجاره‌ای زندگی می‌کند، مستأجر. اجازه (اِ زِ) [ ع. اجازه ]
          ۱- (مص م.) رخصت دادن، رخصت.
          ۲- (اِ.) گواهی صلاحیت دادن فتوی به کسی از طرف یک عالِم.

            اثأب

            (اَ ءَ) [ ع. ] (اِ.) = ثأب: درختی است که از چوب آن مسواک سازند.

              اثر

              (اَ ثَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – نشان و علامت باقی – مانده از هر چیز.
              ۲- جای پا، نشان قدم.
              ۳- حدیث، روایت.
              ۴- داغ.
              ۵- تأثیر.
              ۶- تألیف، تصنیف.
              ۷- یادبود.

                اثفیه

                (اِ یا اُ یِ) [ ع. اثفیه ] (اِ.) دیگ پایه سنگین، سنگی که زیر دیگ نهند.

                  پیمایش به بالا