اثناعشر
(اِ عَ شَ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- دوازده.
۲- نام نخستین بخش از روده کوچک که پیوسته به معده میباشد به طول بیست و پنج سانت و پهنای دوازده انگشت.
(اِ عَ شَ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- دوازده.
۲- نام نخستین بخش از روده کوچک که پیوسته به معده میباشد به طول بیست و پنج سانت و پهنای دوازده انگشت.
(اَ) [ ع. ] (اِ.) ج. اثفیّه.
۱- پایه دیگدان، اجاق.
۲- نام چند ستارهاست مقابل رأس – القدر، شلیاق.
۳- سه سنگ زیر دیگ.
۴- جماعت.
(اَ ثَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – نشان و علامت باقی – مانده از هر چیز.
۲- جای پا، نشان قدم.
۳- حدیث، روایت.
۴- داغ.
۵- تأثیر.
۶- تألیف، تصنیف.
۷- یادبود.
(اُ) [ روس. ] (اِ.) = اطو: ابزاری آهنی با یک صفحه صاف که به وسیله برق گرم میشود و با آن چین و چروک پارچه یا لباس را از بین ببرند.
(~.) [ فر. ] (اِ.)نوعی اتومبیل با اتاق بزرگ و صندلیهای متعدد که برای حمل و نقل مسافران خارج یا داخل شهرها به کار میرود.