اسم

اثناء

( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثنی ؛ میانه‌ها، لاها.

    اثناعشر

    (اِ عَ شَ) [ ع. ] (اِمر.)
    ۱- دوازده.
    ۲- نام نخستین بخش از روده کوچک که پیوسته به معده می‌باشد به طول بیست و پنج سانت و پهنای دوازده انگشت.

      اثنان

      ( اِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- دو، عدد دو. (در حالت رفعی).
      ۲- دو مرد.
      ۳- روز دوشنبه.

        اثاثیه

        (اَ یِ) [ ع. ] (اِ.) صورت غلط ولی مصطلح اثاثه.

          اثافی

          (اَ) [ ع. ] (اِ.) ج. اثفیّه.
          ۱- پایه دیگدان، اجاق.
          ۲- نام چند ستاره‌است مقابل رأس – القدر، شلیاق.
          ۳- سه سنگ زیر دیگ.
          ۴- جماعت.

            اثأب

            (اَ ءَ) [ ع. ] (اِ.) = ثأب: درختی است که از چوب آن مسواک سازند.

              اثر

              (اَ ثَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – نشان و علامت باقی – مانده از هر چیز.
              ۲- جای پا، نشان قدم.
              ۳- حدیث، روایت.
              ۴- داغ.
              ۵- تأثیر.
              ۶- تألیف، تصنیف.
              ۷- یادبود.

                اتو

                (اُ) [ روس. ] (اِ.) = اطو: ابزاری آهنی با یک صفحه صاف که به وسیله برق گرم می‌شود و با آن چین و چروک پارچه یا لباس را از بین ببرند.

                  Scroll to Top