اتصالات
(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ اتصال.
۱- پیوستنها، پیوستگیها.
۲- مقارنه یا اقتران و مقابله یا استقبال نیرین یا کوکبی با شمس.
۳- کاینات جو.
(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ اتصال.
۱- پیوستنها، پیوستگیها.
۲- مقارنه یا اقتران و مقابله یا استقبال نیرین یا کوکبی با شمس.
۳- کاینات جو.
(اِ تِّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) با هم شدن، با هم بودن.
۲- (اِمص.) اِجماع.
۳- (اِ.) حادثه، پیشامد.
۴- تقدیر.
۵- با، به همراهی. ؛ ~آراء بی رأی مخالفی.
(اَ تَ. مَ تَ. لِ) (اِ.) بازی جمعی کودکانه به صورت نشسته که معمولاً بازیکنان به صورت دایره وار پاهای خود را دراز میکنند و یکی از آنان با خواندن شعری که با عبارت بالا آغاز میشود بازی را رهبری میکند.
(اَ تُ) [ فر. ] (اِ.) کوچکترین جزء یک عنصر که خواص آن عنصر را دارا میباشد و با چشم دیده نمیشود.