اسم

اتر

(اِ تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- جسمی سیال و رقیق که قسمت فوقانی کره زمین را فراگرفته.
۲- نمک فرار که از ترکیب یکی از اسیدهای معدنی یا آلی با الکل به دست می‌آید.
۳- ماده‌ای که از گرفتن یک مولکول آب از دو مولکول الکل حاصل شود و به عنوان داروی بیهوشی و حلال به کار رود.

    اتراب

    ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ترب.
    ۱- همسالان، همزادان.
    ۲- دوشیزگان.

      اتراق

      ( اُ) [ تر. ] (اِ.) = اطراق: توقف کردن در حین سفر، اقامت کوتاه مدت در جایی خاصه هنگام شب.

        اتساع

        (اِ تِّ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) فراخ شدن، گشاد شدن.
        ۲- (اِمص.) فراخی، وسعت، گنجایش.
        ۳- کثرت مال و ثروت.

          اتساق

          (اِ تِّ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) راست و تمام شدن.
          ۲- فراهم آمدن.
          ۳- نظم و ترتیب دادن.
          ۴- (اِمص.) ترتیب، انتظام.

            پیمایش به بالا