ابیات
( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بیت.
۱- خانهها.
۲- سخنان منظوم.
(اَ) [ معر. ] (اِ.) نامی است که عرب به ماه اپیفی که در تقویم مصریان یا قبطیان معمول بوده دادهاست، نام ماه اول سال عبرانیان که سپس نام نیسان گرفت تقریباً معادل با آوریل.
(اِ هِ یا اُ هُ یا اَ هَ) [ ع. ] (اِ.) یکی از گونههای سرو کوهی جزو تیره ناژویان که در جنگلهای شمال ایران موجود است. ارتفاعش یک تا دو متر است و دارای شاخههای متعدد نامنظم است. برگهایش پایا، متقابل، فشرده به هم در چهار ردیف میباشد. میوه اش به بزرگی یک فندق، آب دار و به رنگ آبی تیرهاست که به طور آویخته بر روی دمگل ظاهر میگردد. و آن را به نام حب الخضراء مینامند.
(اَ) [ ع. ] (از اسماء سته) (اِ.) اب، پدر. ضح – در عربی در حالت رفعی این کلمه را به صورت «ابو» و در حالت نصبی «ابا» و در حالت جری «ابی» گویند و غالباً در آغاز کنیه مردان درآید مانند «ابن» و گاه در آغاز بعضی اسمهای جنس. فارسی زبانان رعایت حالتهای سه گانه نحو عربی را نکنند و نیز گاه در هنگام ضرورت و یا غیر ضرورت همزه آغاز این کلمه را بیندازند: بوتراب، بوعلی. و گاه همزه و واو هر دو را بیندازند: بلقاسم = ابوالقاسم، بسحق = ابواسحق و گاه به صورت «با» به کار برند چون: بایزید.
( اِ) [ ع. ] (اِ.)۱ – فرزند نرینه، پسر.
۲- پسر، یکی از اصول سه گانه مسیحی، پدر، پسر، روح القدوس.