اسم

ابن

( اِ) [ ع. ] (اِ.)۱ – فرزند نرینه، پسر.
۲- پسر، یکی از اصول سه گانه مسیحی، پدر، پسر، روح القدوس.

    ابنه

    (اُ نِ) [ ع. ابنه ]
    ۱- (اِ.) عقده، گره، گره در رسن، چوب.
    ۲- قوزک ساق.
    ۳- عیب، کینه.
    ۴- نام بیماری خارشِ مقعد.

      ابنه زده

      (~ زَ دِ) (اِمف. ص مر.)
      ۱- مأبون.
      ۲- رسوا، بدنام.
      ۳- کسی که از وی نفرت دارند.

        ابنیه

        (اَ یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ بناء.
        ۱- ساختمان‌ها.
        ۲- پایه‌ها، اصول. ؛ ~ تاریخی ساختمان‌های قدیمی و تاریخی.

          ابکاره

          (اَ رِ) (اِ.) = ابکار:
          ۱- کشت و زرع، کشاورزی.
          ۲- مزرعه، کشت.

            پیمایش به بالا