اسم

ابتلاء

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دچار شدن، در بلا افتادن.
۲- (مص م.) مورد آزمایش قرار دادن، امتحان کردن.۳ – (اِمص.) گرفتاری، مصیبت.

    اباقا

    ( اِ) [ تر – مغ. ] (اِ.) = آباقا: برادر مهتر یا کهتر پدر. آباقا.

      ابام

      ( اَ) (اِ.)قرض، دین. وام و اوام نیز گویند.

        اب

        ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- پدر، ج. آباء.
        ۲- کشیش.

          ابا

          (اَ یا اِ) [ په. ] (اِ.) = وا: آش. به حذف همزه نیز خوانده می‌شود مانند: جوجه با، شوربا.

            ابا

            (اِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) سرباز زدن، سر – پیچیدن.
            ۲- خودداری کردن.
            ۳- (اِمص.) سرکشی، نافرمانی.
            ۴- نخوت، تکبر.

              ابابیل

              (اَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – دسته‌های پراکنده، دسته – دسته، گروه مرغان.
              ۲- پرستوها، چلچله‌ها.

                اباره

                (اِ یا اَ رِ) [ ع. اباره ]
                ۱- (مص م.) مایه خرمابن نر را به خرمابن ماده رساند ن.
                ۲- هلاک کردن.
                ۳- (اِمص.) اصلاح کشت و زرع.

                  پیمایش به بالا