اسم

ابحر

(اَ حُ) [ ع. ] (اِ.) جِ بحر؛ دریاها.

    ابخره

    (اَ خِ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ بخار؛ بخارها.

      ابد

      (اَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- زمانی که آن را نهایت نباشد، همیشه جاوید. مق ازل.
      ۲- قدیم، ازلی. ؛حیات ~ زندگی جاوید.

        ابدان

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ بدن ؛ بدن‌ها، تن‌ها.

          ابتسام

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) لبخند زدن، تبسم کردن.
          ۲- (اِمص.) شکرخند، لبخنده.

            ابتلاء

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) دچار شدن، در بلا افتادن.
            ۲- (مص م.) مورد آزمایش قرار دادن، امتحان کردن.۳ – (اِمص.) گرفتاری، مصیبت.

              اباقا

              ( اِ) [ تر – مغ. ] (اِ.) = آباقا: برادر مهتر یا کهتر پدر. آباقا.

                ابام

                ( اَ) (اِ.)قرض، دین. وام و اوام نیز گویند.

                  پیمایش به بالا