اسم

مهلکه

(مَ لَ کَ) [ ع. مهلکه ] (اِ.) جای هلاک شدن. ج. مهالک.

    مهره

    (مُ رِ) (اِ.)
    ۱- گلوله کوچک از شیشه یا سفال و جز آن‌ها.
    ۲- نام هر یک از استخوان‌های کوچکی که در تشکیل ستون فقرات جانداران شرکت دارند.

      مهریه

      (مَ یُِ) [ ع. ] (اِ.) مقدار مال یا وجهی است که به هنگام ازدواج یا پس از آن شوهر در عوض تمتع به زن می‌دهد و باید مقدار آن معلوم باشد، مهر، کابین.

        مهر

        (مَ) [ ع. ] (اِ.) کابین، مهریه.

          مهر

          (مُ) (اِ.)
          ۱- آلتی از جنس فلز یا لاستیک که روی آن اسم شخص یا بنگاهی را نقش می‌کنند و از آن به جای امضاء در پای نامه‌ها و قراردادها استفاده می‌کنند. ؛ ~و موم کردن الف – بستن چیزی از طریق موم چسباندن به در آن و بعد مهر زدن به موم به طوری که به جز فرد مورد نظر کسی نتواند در آن دست ببرد و آن را باز کند. ب – ضبط اموال متوفای مدیون یا مجرم از طرف مراجع قضایی.
          ۲- نگین، خاتم.
          ۳- قطعه‌ای گل پخته که نمازگزاران شیعه هنگام سجده پیشانی خود را روی آن می‌گذارند.

            مهر

            (مِ) (اِ.)
            ۱- آفتاب، خورشید.
            ۲- دوستی، مهربانی.
            ۳- نام ماه هفتم از سال شمسی.
            ۴- نام روز شانزدهم از ماه مهر که ایرانیان جشن مهرگان را در این روز بر پا می‌دارند.

              پیمایش به بالا