اسم

مهامه

(مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهمه، مهمهه ؛ بیابان‌های خشک، دشت‌های ویران و خالی.

    مهاوی

    (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهوی.
    ۱- فضاهای بین دو کوه و مانند آن.
    ۲- شکاف‌ها.

      مهاجر

      (مُ جِ) [ ع. ] (اِفا.) هجرت کننده آن که از وطن خود هجرت کرده در جایی دیگر مسکن گیرد.

        منون

        (مُ نَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) کلمه‌ای که به آن تنوین داده شده.

          منی

          (مَ یّ) [ ع. ] (اِ.) مایع جنسی معمولاً بارورساز در جاندار بالغ نر، اسپرم.

            منیت

            (مَ نِ یَّ) [ ع. منیه ] (اِ.)
            ۱- اجل، مرگ.
            ۲- سرنوشت.

              پیمایش به بالا