اسم

مهامه

(مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهمه، مهمهه ؛ بیابان‌های خشک، دشت‌های ویران و خالی.

    مهاوی

    (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهوی.
    ۱- فضاهای بین دو کوه و مانند آن.
    ۲- شکاف‌ها.

      مهاجمه

      (مُ جَ مَ یا جِ مِ) [ ع. مهاجمه ]
      ۱- (مص ل.) هجوم کردن، حمله کردن.
      ۲- (اِمص.) هجوم، ج. مهاجمات.

        مهاد

        (مِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- بستر.
        ۲- گهواره.
        ۳- زمین پست.

          مهار

          (~.) (اِ.) ماهار.
          ۱- قسمتی که در هواپیما بال‌ها را به هم وصل می‌کند.
          ۲- چین جلدی موجود در سطح تحتانی آلت مرد در خط وسط و در مجاورت شیار حشفه‌ای قلفه‌ای که در حقیقت دیواره‌ای است که شیار حشفه‌ای قلفه‌ای را به دو قسمت چپ و راست تقسیم می‌کند.
          ۳- نام هر یک از دو چین مخاطی واقع در خط وسط قسمت دهلیزی دهان و عضلات لب‌ها (بین قوس‌های فکی و عضلات لب‌ها)، مهار لبی.

            مهار

            (مَ) [ ع. ] (اِ.) افسار، چوبی که در بینی شتر کنند و ریسمان بر آن بندند.

              پیمایش به بالا