اسم

منگ

(~.) (اِ.)۱ – قمار، قماربازی.
۲- روش، قاعده.
۳- بنگ ؛ تخم شاهدانه.

    منگل

    (~.) (اِ.) شترگلو، مجرای آب در زیر زمین.

      منگل

      (مُ گُ) [ انگ. ] (اِ.) = منگول: مبتلا به منگلی، نوعی نقص عقلی است که مبتلایان به آن دارای چشم‌های بادامی و قیافه‌ای مغولی هستند.

        منگله

        (مَ گُ لِ) (اِ.)
        ۱- تره دشتی.
        ۲- آویز نخی یا ابریشمی.

          منگنز

          (مَ گَ نِ) [ فر. ] (اِ.) فلزی است با علامت اختصاری Mn سخت، شکننده و سفید مایل به قرمز به صورت پیرولوزیت در طبیعت فراوان است و در برابر هوا بسیار دیر اکسید می‌شود.

            منگنه

            (مَ گَ نِ) (اِ.) ابزاری که چیزی را در میان یا زیر آن می‌گذارند و سوراخ می‌کنند یا تحت فشار قرار می‌دهند.

              منگوله

              (مَ لِ) (اِ.) آویز، آویزی که به شکل رشته و گلوله درست می‌کنند و به کلاه یا جامه یا هر چیز دیگر آویزان می‌کنند.

                منکر

                (مُ کَ) [ ع. ] (اِ.) نام فرشته پرسنده در قبر.

                  پیمایش به بالا