(مَ) (اِ.) قمار، قمارخانه.
(مُ قَ) [ ع. ] (اِفا.) تمام شده، به آخر رسیده.
(مُ نَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) نقطه دار، منقوط.
(مُ قَ طِ) [ ع. ] (اِفا.) جدا شده، بریده شده، قطع شده.
(مَ قَ) [ ع. ] (اِ.) آتشدان، مجمر.
(مُ قَ لِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- برگشته، حال به حال شده. ۲- به هم خوردن حال.
(مُ قَ لِ) [ ع. ] (اِفا.) برکنده، از بن کنده.
(مَ قَ لَ یا لِ) [ ع. منقله ] (اِ.) جای زغال، انگشت دان.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- کنده شده، نقر شده، کنده. ۲- سوراخ شده. ۳- ساییده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نقش شده، نگاشته.