اسم

منطوق

(مَ) [ ع. ]
۱- (اِمف.) نطق کرده شده، گفته شده.
۲- (اِ.) ظاهر هر سخن ؛ مق. مفهوم.

    منطوی

    (مُ طَ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- درپیچیده شونده، ن وردیده.
    ۲- در فارسی: حاوی، مشتمل.

      منظر

      (مَ ظَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- چهره، سیما.
      ۲- نگاه، نظر.
      ۳- جای نگریستن. ج. مناظر.

        منظره

        (مَ ظَ رَ یا رِ) [ ع. منظره ] (اِ.) جای نگریستن، چشم انداز.

          منظومه شمسی

          (مَ مِ ه شَ) (اِمر.) خورشید و سیاراتی که به دورش می‌چرخند تشکیل منظومه شمسی را می‌دهند.

            پیمایش به بالا