(مُ شَ) [ ع. ] (اِمف.) شعر خوانده شده از دیگری.
(مُ شَ عِ) [ ع. ] (اِ فا.) شعبه شعبه و شاخه شاخه شده.
(مُ سَ رِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- حیوان تند و آسان رونده. ۲- یکی از بحرهای عروضی.
(مِ شَ) [ ع. ] (اِ.) دستمال، رومال ؛ ج. مناشف.
(مَ س یا سَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جای قربانی ک ردن. ۲- راه و روش عبادت. ج. مناسک.
(مَ) [ ع. ] ۱- (اِ مف.) نشر شده، گسترده شده. ۲- برانگیخته شده، مبعوث.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- خوانده شده. ۲- انتخاب شده.
(مَ یا مِ) [ ع. ] (اِ.) دستار و عمامه. ج. منادیل.
(مُ ذِ) [ ع. ] (اِفا.) آگاه سازنده، ترساننده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نذر شده، عهد و پیمان شده.