اسم

منتقض

(مُ تَ قَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- ویران شده (بنا).
۲- شکسته شده (عهد و پیمان).
۳- باطل.

    منتقم

    (مُ تَ قِ) [ ع. ] (اِ فا.) انتقام کشنده، عقوبت کننده.

      منتسخ

      (مُ تَ س) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- نسخ کننده، زایل کننده.
      ۲- نسخه (کتاب) گیرنده.

        منتمی

        (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که خود را به کسی یا چیزی، نسبت کند.

          منتشر

          (مُ تَ ش) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- فاش، شایع.
          ۲- پراکنده، پاشیده.
          ۳- انتشار یافته.

            پیمایش به بالا