اسم

منتسخ

(مُ تَ س) [ ع. ] (اِمف.)
۱- نسخ کننده، زایل کننده.
۲- نسخه (کتاب) گیرنده.

    منتمی

    (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که خود را به کسی یا چیزی، نسبت کند.

      منتشر

      (مُ تَ ش) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- فاش، شایع.
      ۲- پراکنده، پاشیده.
      ۳- انتشار یافته.

        منتظر

        (مُ تَ ظِ) [ ع. ] (اِفا.) چشم به راه، کسی که انتظار می‌کشد.

          منتعش

          (مُ تَ عِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- آن که پای را به هنگام لغزش نگاه می‌دارد.
          ۲- آن که پس از افتادن برمی خیزد.
          ۳- به شده از بیماری، ناقه.

            پیمایش به بالا