اسم

منتجع

(مُ تَ جَ) [ ع. ] (اِ.) منزلی که در آن به جستجوی احسان و آب و علف روند.

    منتحل

    (مُ تَ حِ) [ ع. ] (اِفا.) انتحال کننده، به خود نسبت دهنده (شعر دیگری را). ج. منتحلین.

      منبسط

      (مُ بَ س) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- پهن و گسترده شده.
      ۲- گشاده رو، خندان.
      ۳- دستخوش انبساط.

        منبع

        (مَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- سرچشمه، جای بیرون آمدن آب. ج. منابع.
        ۲- محل پیدایش چیزی، منشأ، اصل.

          منبه

          (مُ نَ بِّ هْ) [ ع. ] (اِفا.) آگاه سازنده، بیدار کننده.

            منت

            (مِ نَّ) [ ع. منه ] (اِ.)
            ۱- احسان، نیکویی.
            ۲- نیکویی و احسان درباره کسی را به رخش کشیدن. ج. منن.

              پیمایش به بالا