اسم

منبسط

(مُ بَ س) [ ع. ] (اِفا.)
۱- پهن و گسترده شده.
۲- گشاده رو، خندان.
۳- دستخوش انبساط.

    منبع

    (مَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- سرچشمه، جای بیرون آمدن آب. ج. منابع.
    ۲- محل پیدایش چیزی، منشأ، اصل.

      منبه

      (مُ نَ بِّ هْ) [ ع. ] (اِفا.) آگاه سازنده، بیدار کننده.

        منت

        (مِ نَّ) [ ع. منه ] (اِ.)
        ۱- احسان، نیکویی.
        ۲- نیکویی و احسان درباره کسی را به رخش کشیدن. ج. منن.

          منت کش

          (مِ نَّ. کِ) (اِفا.) کسی که با دیگری قهر است ولی به وسایلی سعی می‌کند توجه او را جلب و با وی آشتی کند.

            Scroll to Top