اسم

هواپیما

(~. پِ) (اِ.) وسیله ترابری که در هوا حرکت می‌کند.

    هواجر

    (~. جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ هاجره ؛ شدت گرما.

      هواجس

      (~. جِ) [ ع. ] (اِ.)جِ هاجس ؛ آرزوهای نفسانی که در دل بگذرد.

        هواسنج

        (هَ. سَ) (اِمر.) ابزاری که با آن فشار هوا سنجیده می‌شود؛ بارومتر.

          هوا

          (~.) [ ع. هوی ] (اِ.) میل نفس، آرزو.

            هوا

            (هَ) [ ع. هواء ] (اِ.)
            ۱- گازی است بی رنگ و بو و بی طعم و نامریی که تمام کره زمین را فرا گرفته‌است.
            ۲- جو، فضا. ؛ ~ی گرگ و میش آغاز روشن شدن هوا در صبح.

              هنگ

              (هَ) [ په. ] (اِ.)
              ۱- وقار، سنگینی.
              ۲- قصد، اراده.
              ۳- معرفت، دانایی.
              ۴- از تقسیمات ارتش که مرکب از سه گردان است.

                پیمایش به بالا