اسم

مناهی

(مَ) [ ع. ] (اِ.) کارهایی که شرعاً و عرفاً منع و نهی شده.

    منبت

    (مَ نْ بَ یا بِ) [ ع. ] (اِ.) جای روییدن گیاه.

      منبت

      (مُ نَ بَّ) [ ع. ] (اِمف.) کنده کاری و ایجاد نقش‌های برجسته روی چوب، کنده – کاری شده.

        منافتت

        (مُ فَ یا فِ تَ) [ ع. منافته ]
        ۱- (مص ل.) جوشیدن (دیگ).
        ۲- غضبناک شدن، خشم گرفتن.
        ۳- (اِمص.) جوشش.
        ۴- خشمناکی.

          منافر

          (مُ فِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- داوری کننده با دیگری در حسب و نسب.
          ۲- افتخار کننده.
          ۳- در فارسی: رماننده، نافر؛ مق. ملائم.

            منافع

            (مَ فِ) [ ع. ] (اِ.) جِ منفعت ؛ سودها، منفعت‌ها.

              مناظر

              (مَ ظِ) [ ع. ] (اِ.) جِ منظر؛ منظره‌ها، چشم اندازها.

                پیمایش به بالا