اسم

مناط

(مَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) درآویختن.
۲- (اِمص.) آویختگی، تعلیق.
۳- (اِ.) جای آویختن.
۴- ملاک، سند.
۵- مقصد، مطلب.

    مناطحه

    (مُ طَ حَ یا طِ حِ) [ ع. مناطحه ]
    ۱- (مص م.) شاخ زدن به یکدیگر.
    ۲- دفع کردن.
    ۳- (اِمص.) شاخ زنی.
    ۴- دفع، مدافعه.

      منادی

      (مُ دا) [ ع. ]
      ۱- (اِمف.) ندا داده شده، خوانده شده.
      ۲- (اِ.) خبری که با جار زدن اعلام می‌کنند.
      ۳- اسمی که پس از حرف ندا بیاید.

        مناره

        (مَ رِ) [ ع. مناره ] (اِ.)
        ۱- ستون بلندی در مساجد برای روشن کردن چراغ.
        ۲- جای اذان گفتن. ج. مناور، منائر.

          منازع

          (مُ زِ) [ ع. ] (اِفا.) نزاع کننده، کسی که با دیگری ستیزه می‌کند.

            منازعت

            (مُ زِ عَ) [ ع. منازعه ]
            ۱- (مص ل.) ستیزه کردن، خصومت کردن.
            ۲- (اِمص.) نزاع ستیزه.

              پیمایش به بالا