اسم

هنگ

(هِ) (اِ.) پیچش شکم، شکم روش.

    هنگام

    (هِ) (اِ.)
    ۱- وقت، زمان.
    ۲- موسم، فصل.
    ۳- زمان مرگ.

      هنگامه

      (هِ مِ) (اِ.)
      ۱- جمعیت مردم.
      ۲- معرکه.
      ۳- شور و غوغا، داد و فریاد.

        هو

        (~.) (اِ.) چرک و زرداب زخم.

          هندوانه

          (هِ دِ نِ) (اِ.) گیاهی است علفی از تیره کدوییان، میوه آن درشت کروی یا بیضوی است و مغز آن لطیف و آبدار و سرخ یا زرد رنگ است. تخم‌های ریز دارد و تفت داده آن یک قسم آجیل است. ؛ ~ زیر بغل کسی گذاشتن کنایه از: با ستایش از کسی او را مغرور کردن و فریفتن.

            هندی کم

            (هَ کَ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجاری دوربین فیلم برداری قابل حمل با دست برای تهیه فیلم‌های ویدیویی.

              هنر

              (هُ نَ) [ په. ] (اِ.)
              ۱- فضل، کار برجسته و نمایان.
              ۲- زیرکی.
              ۳- پیشه و صنعت.
              ۴- تقوی، پرهیزگاری.
              ۵- هر یک از هنرهای زیبا.

                Scroll to Top