اسم

هنگ

(هِ) (اِ.) پیچش شکم، شکم روش.

    هنگام

    (هِ) (اِ.)
    ۱- وقت، زمان.
    ۲- موسم، فصل.
    ۳- زمان مرگ.

      هنگامه

      (هِ مِ) (اِ.)
      ۱- جمعیت مردم.
      ۲- معرکه.
      ۳- شور و غوغا، داد و فریاد.

        هو

        (~.) (اِ.) چرک و زرداب زخم.

          هندل

          (هِ دِ) [ انگ. ] (اِ.) ابزاری فلزی که به وسیله چرخاندن آن اتومبیل‌هایی راکه استارت الکتریکی ندارد روشن می‌کنند.

            هندوانه

            (هِ دِ نِ) (اِ.) گیاهی است علفی از تیره کدوییان، میوه آن درشت کروی یا بیضوی است و مغز آن لطیف و آبدار و سرخ یا زرد رنگ است. تخم‌های ریز دارد و تفت داده آن یک قسم آجیل است. ؛ ~ زیر بغل کسی گذاشتن کنایه از: با ستایش از کسی او را مغرور کردن و فریفتن.

              Scroll to Top