اسم

همام

(هُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پادشاه بلند همت.
۲- دلیر، بخشنده.

    همایون

    (هُ)
    ۱- (ص.) خجسته، مبارک.
    ۲- (اِ.) نام یکی از آهنگ‌های موسیقی ایرانی.

      هم زن

      (~. ز) (اِمر.) وسیله‌ای برای مخلوط کردن، به ویژه مخلوط و همگن کردن مواد غذایی مایع.

        هلیو

        (هِ یا هَ) (اِ.) سبدی که از چوب و نی بافند و چیزها در آن کنند.

          هلیوم

          (هِ یُ) [ فر. ] (اِ.) عنصر گازی شکلی که در برخی سنگ‌های حاوی اکسیداورانیوم کشف گردید و بعدها وجود آن را در سایر کانی‌ها تشخیص دادند. این گاز در ترکیب هوا وجود دارد و در برخی آب‌های معدنی نیز موجود است.

            هم

            (هَ مّ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- اندوه، حزن. ج. هموم.
            ۲- قصد، اراده.
            ۳- آن چه بدان قصد کنند. ؛~ و غم فرق بین هم و غم اصلاً در آن است که هم اندوه آینده‌است و غم اندوه گذشته و موجود.

              Scroll to Top