اسم

معیار

(مِ) [ ع. ] (اِ.) مقیاس و آلت سنجش، سنگ محک و ترازو برای سنجش زر. ج. معاییر.

    معید

    (مُ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آن که کاری را تکرار کند.
    ۲- معملی که درسی را برای شاگردانش اعادهکند، مقرر، دانشیار.

      معیر

      (مُ عَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.) عیارگر، کسی که عیار زر و سیم را معین می‌کند.

        معنون

        (مُ عَ وَ) [ ع. ] (اِمف.)۱ – عنوان کرده شده، ابتدا شده.
        ۲- کتاب یا رساله دارای مقدمه.
        ۳- شخصی دارای حیثیت و نام و نشان.

          معنویات

          (مَ نَ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ معنوی. مجموعه آن چه که دارای ارزش یا اعتبار غیرمادی است. مق مادیات.

            معنی

            (مَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- مقصود، مراد.
            ۲- مفهوم، کلام.
            ۳- حقیقت.
            ۴- مطلب، موضوع.
            ۵- باطن.

              معهد

              (مَ هَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- محل بازگشت.
              ۲- محضر مردمان. ج. معاهد.

                پیمایش به بالا