اسم

مصید

(مِ یَ) [ ع. ] (اِ.) آلت صید جانوران، دام. ج. مصائد (مصاید).

    مضا

    (مَ) [ ع. مضاء ]
    ۱- (مص ل.) بریدن، قطع کردن.
    ۲- (اِمص.) برندگی، قاطعیت در کار.
    ۳- نفوذ، روانی.
    ۴- حل و عقد امور، کاربری.

      مضادت

      (مُ دَّ) [ ع. مضاده ]
      ۱- (مص ل.) مخالفت کردن با یکدیگر.
      ۲- (اِمص.) ضدیت، خلاف.

        مصوت

        (مُ صَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- صدادار، دارای صدای بلند.
        ۲- حرف صدادار.

          پیمایش به بالا