اسم

مسوار

(مِ) (اِ.) آلیاژ مس و روی با جلای زیاد و رنگ سرخ مایل به زرد که در قدیم برای ساختن سماور و ظرف‌های آشپزخانه به کار می‌رفت.

    مسواک

    (مِ) [ ع. ] (اِ.) ابزاری که با آن دندان‌ها را می‌شویند. ج. مساویک.

      مسوده

      (مُ سَ وَّ دِ) [ ع. مسوده ] (اِمف.)
      ۱- پیش نویس، نوشته‌ای که بعداً اصلاح و پاکنویس شود، چرک نویس.
      ۲- سیاه کرده شده.
      ۳- نمونه‌ای که چاپخانه از مطالب چیده شده دهد تا تصحیح و برگردانده شود.

        مسن

        (مِ سَ نّ) [ ع. ] (اِ.) فسان، آنچه با آن کارد و مانند آن را تیز کنند.

          مسند

          (مَ نَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- تکیه گاه.
          ۲- بالش بزرگ.
          ۳- مقام، مرتبه.
          ۴- فرشی گرانبها که بالای اطاق می‌افکندند و بزرگان بر آن جلوس می‌کردند.

            پیمایش به بالا