اسم

مسخط

(مَ سَ خَ) [ ع. ] (اِ.) آن چه موجب خشم و سخط گردد. ج. مساخط.

    مسد

    (مَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- ریسمانی از لیف یا پوست درخت خرما.
    ۲- ریسمان محکم.

      مسجد

      (مَ جِ) [ ع. ] (اِ.) جای سجده، محل عبادت. ج. مساجد.

        مستنیر

        (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) نور جوینده. ستاره‌ای که از خود نور ندارد. مق منیر. ؛ستاره ~ ستاره‌ای که از خود نور ندارد.

          مسته

          (مُ تِ) (اِ.)
          ۱- طعمه جانوران شکاری.
          ۲- غم و اندوه.

            Scroll to Top