اسم مفعول مستمسک (مُ تَ س) [ ع. ] (اِمف.) ۱- چیزی که به آن چنگ بزنند. ۲- در فارسی ؛ بهانه، عذر، دستاویز.
اسم فاعل مستمع (مُ تَ مِ) [ ع. ] (اِفا.) شنونده. ؛ ~آزاد کسی که – بدون آن که شاگرد رسمی باشد – در کلاس یا خطابه حاضر شود و به درس و نطق گوش دهد.