اسم

مستنظر

(مُ تَ ظِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آنکه مهلت خواهد، مهلت خواهنده.
۲- انتظار دارنده.

    مستمسک

    (مُ تَ س) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- چیزی که به آن چنگ بزنند.
    ۲- در فارسی ؛ بهانه، عذر، دستاویز.

      مستمع

      (مُ تَ مِ) [ ع. ] (اِفا.) شنونده. ؛ ~آزاد کسی که – بدون آن که شاگرد رسمی باشد – در کلاس یا خطابه حاضر شود و به درس و نطق گوش دهد.

        پیمایش به بالا