اسم

مستغرب

(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که به زبان‌ها و آداب و عادات غریبان (اروپاییان و آمریکاییان) آگاه است ؛ مق. مستشرق ؛ ج. مستغربین.

    مستغل

    (مُ تَ غِ لِّ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- زمینی که از آن غله برداشت کنند.
    ۲- خانه یا دکانی که اجاره بدهند.

      مستطیل

      (مُ تَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- دراز، طولانی.
      ۲- شکل چهارگوشی که طول آن بزرگتر از عرض باشد.

        مستظرف

        (مُ تَ رَ) [ ع. ] (اِمف.) ظریف، زیبا، چیزی که ظریف و زیبا ساخته شده باشد.

          مستظرفه

          (مُ تَ رَ فِ) [ ع. مستظرفه ] (اِمف.) مؤنث مستظرف. ؛ صنایع ~ هنرهای زیبا مانند: نقاشی، مجسمه سازی، منبت کاری و غیره.

            پیمایش به بالا