اسم

مسامت

(مَ مَ) [ ع. مسامه ] (اِ.)
۱- چوب پهن و کلفتی که در زیر هر دو قاعده در نصب کنند.
۲- چوب جلو هودج.

    مس

    (مَ سّ) [ ع. ]
    ۱- (اِمص.) دست مالی، سایش.
    ۲- دیوانگی.

      مس

      (مِ) (اِ.)فلز چکش خور و سرخ رنگی که هادی الکتریسته نیز می‌باشد. در دمای ۱۰۸۳ درجه ذوب می‌شود.

        مساء

        (مَ) [ ع. ] (اِ.) شبانگاه، اوّل شب. ج. اَمسیه.

          مسارح

          (مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) ج مسرح ؛ چراگاه‌ها.

            پیمایش به بالا