اسم

مزگ

(مَ زْ) (اِ.) درخت بادام تلخ.

    مزمار

    (مِ) [ ع. ] (اِ.) نای، از آلات موسیقی بادی شبیه به سرنا که بیشتر در بین اعراب متداول است. ج. مزامیر.

      مزمر

      (مِ مَ) [ ع. مزماز ] (اِ.) نای، سیه نای.

        مزمل

        (مُ زَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.) در جامه پیچیده شده، در گلیم پیچیده.

          Scroll to Top