اسم

مزدیسنا

(مَ دَ یَ) (اِ.) خداپرستی، مزدا – پرستی، پیرو دین مزدایی.

    مزامیر

    (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مزمار و مزمور؛ نای‌ها.

      مزبله

      (مَ بِ لِ) [ ع. مزبله ] (اِ.) جای ریختن خاکروبه و زباله. ج. مزابل.

        مزاحف

        (مُ حَ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- مقاتله شده.
        ۲- بحر یا رکنی که در آن حرفی کم یا زیاده شده باشد.

          Scroll to Top