مرسل
(مُ س) [ ع. ] (اِفا.) فرستنده ؛ ج. مرسلین.
(مَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) خراشیدن.
۲- لمس کردن با انگشت.
۳- (اِ.) خراش.
۴- زمینی که باران سطح آن راخراشیده باشد.
(مُ ش) [ ع. ]
۱- (اِفا.) راهنما، هدایت کننده.
۲- (اِ.) در تصوف کسی که تربیت و ریاست گروهی از صوفیان را به عهده دارد.
۳- کسی که به هنگام ورزش ورزشکاران باستانی در زورخانه آنان را راهنمایی کند.
۴- لقبی برای شعبده باز و معرکه گیر.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- انتظار کشیده شده.
۲- ستارهای که در رصدخانه حرکات و اوضاعش ضبط شدهاست.