اسم

مرج

(مَ) (اِ.)
۱- مرز.
۲- زمینی که کناره‌های آن را بلند ساخته در درون آن چیزی بکارند.

    مرجان

    (مَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی از جانوران دریایی شبیه به گیاه که مانند گیاه به زمین نمی‌چسبد.

      مرجانه

      (مَ نِ) [ ع. مرجانه ] (اِ.) واحد مرجان ؛ مروارید کوچک.

        مرجز

        (مُ رَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- کسی که برایش شعری در بحر رجز خوانده شده.
        ۲- سبک یکی از اقسام نثر و آن چنان است که کلمات دو عبارت هم وزن باشند نه هم سجع ؛ مق. نثر مسجع و نثر مرسل (عادی).

          مرجع

          (مَ جَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- محل بازگشت، محل رجوع. ج. مراجع.
          ۲- شخص یا مقامی که می‌توان برای درخواستی به نزدش رفت.
          ۳- نوشته‌ای که برای به دست آوردن اطلاعاتی می‌توان به آن مراجعه کرد. ؛~ تقلید مجتهدی که در موضوع‌های دینی از او پیروی می‌کنند.

            Scroll to Top