اسم

مرآت

(مِ) [ ع. مرآه ] (اِ.) آ ی ینه. ج. مرایا، مرائی.

    مربا

    (مُ رَ بّ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) تربیت شده.
    ۲- (اِ.) نوعی خوردنی شیرین که از انواع میوه‌ها یا پوست مرکبات با شکر تهیه می‌شود.

      مربع

      (مُ رَ بَّ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- چهارگوش.
      ۲- متوازی الاضلاعی که چهار ضلعش با هم برابر و زاویه‌هایش قائمه باشند.

        مربوب

        (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- پرورده شده.
        ۲- بنده، عبد، مملوک ؛ ج. مربوبین.

          مراقی

          (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرقاه. هر ابزاری که با آن بالا روند مانند: نردبان، پله.

            مرال

            (مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.) آهو، غزال.

              پیمایش به بالا