اسم

هره

(هُ رُِ) (اِ.) مقعد، سوراخ مقعد.

    هره کره

    (هِ ر ُِ. کِ ر ِّ) (اِ.) خنده شدید و خارج از اندازه.

      هرشه

      (هَ ش) (اِ.) عشقه، هر گیاهی که به درخت بپیچد.

        هرکاره

        (هَ رِ)
        ۱- (صِ مر.) همه کاره، کسی که به هر کاری دست بزند.
        ۲- پیک، قاصد.
        ۳- جاسوس.
        ۴- (اِمر.) دیگ.

          هرکول

          (هِ) [ فر. ] (اِ.) رب النوع قدرت و نیرو در افسانه‌های یونان.

            هرم

            (هَ رَ) [ ع. ] (اِ مص.) پیری، کهنسالی.

              هرم

              (هَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جسمی مخروطی شکل که قاعده اش مربع یا چندضلعی باشد و وجوه جانبی آن مثلث‌هایی باشند که همه به یک رأس مشترک منتهی شوند.

                هرماس

                (هِ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- شیر سخت خونخوار.
                ۲- بچه پلنگ.

                  هرمز

                  (هُ مُ) (اِ.)= هرمزد. اورمزد. اهورامزدا:
                  ۱- نام خدا.
                  ۲- نام سیاره مشتری.
                  ۳- نام روز اول از هر ماه خورشیدی.

                    پیمایش به بالا