اسم

هرم

(هَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جسمی مخروطی شکل که قاعده اش مربع یا چندضلعی باشد و وجوه جانبی آن مثلث‌هایی باشند که همه به یک رأس مشترک منتهی شوند.

    هرروزه

    (هَ زِ)
    ۱- (ق مر.) پیوسته، دایماً.
    ۲- (ص مر.) آن چه که در هر روز یک بار انجام پذیرد.
    ۳- (اِمر.) سوره‌ای یا دعایی یا اسمی که هر روز آن را باید بخوانند، ورد.

      هرس

      (~.) (اِ.) اول شیری که از پستان زن پس از زاییدن جاری شود.

        هرس

        (هَ) (اِ.) چوب پوشش بام خانه.

          هرس

          (هَ رَ) (اِ.) بریدن شاخه‌های زاید درخت.

            هرتز

            (هِ) [ فر – انگ. ] (اِ.) واحد بسامد برابر یک سیکل (دور) در ثانیه.

              پیمایش به بالا