اسم

هرکول

(هِ) [ فر. ] (اِ.) رب النوع قدرت و نیرو در افسانه‌های یونان.

    هرم

    (هَ رَ) [ ع. ] (اِ مص.) پیری، کهنسالی.

      هرم

      (هَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جسمی مخروطی شکل که قاعده اش مربع یا چندضلعی باشد و وجوه جانبی آن مثلث‌هایی باشند که همه به یک رأس مشترک منتهی شوند.

        هرماس

        (هِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- شیر سخت خونخوار.
        ۲- بچه پلنگ.

          هرمز

          (هُ مُ) (اِ.)= هرمزد. اورمزد. اهورامزدا:
          ۱- نام خدا.
          ۲- نام سیاره مشتری.
          ۳- نام روز اول از هر ماه خورشیدی.

            هرمس

            (هُ مُ یا هِ مِ) (اِ.)
            ۱- هرمز، اورمزد.
            ۲- نام سه حکیم معروف که اولین آن‌ها ادریس پیامبر بوده و دو هرمس دیگر یکی از بابل بود و دیگری از مصر.

              هرمنوتیک

              (هِ مِ نُ) [ فر. ] (اِ.) روش تأویل و تفسیر، کشف پیام‌ها، نشانه‌ها و معانی یک متن یا پدیده.

                هره

                (هِ رِّ) [ ع. هره ] (اِ.) گربه ماده. ج. هرر.

                  هره

                  (هُ رُِ) (اِ.) مقعد، سوراخ مقعد.

                    Scroll to Top