محلل
(مُ حَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- حل کننده، تحلیل برنده.
۲- مردی که با زن سه طلاقه ازدواج میکند و او را طلاق میدهد تا آن زن بتواند دوباره با همسر پیشین خود ازدواج کند.
(مُ حَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- حل کننده، تحلیل برنده.
۲- مردی که با زن سه طلاقه ازدواج میکند و او را طلاق میدهد تا آن زن بتواند دوباره با همسر پیشین خود ازدواج کند.
(مُ کَ) [ ع. ]
۱- (ص.) سخت، استوار.
۲- شدید.
۳- با نیرو، قدرت یا فشار بسیار زیاد.
۴- (اِ.) آیاتی از قرآن که معنی اش روشن است و نیازی به تعبیر ندارد.
(مُ حَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- تحلیل شده، تحلیل رفته.
۲- حلال گردانیده.
۳- هر آب که در آن شتران فرود آمده تیره و کدر ساخته باشند.
(مُ حَ کَّ) [ ع. ] (اِمف.) مردی مسلمان که او را اختیار دهند میان قتل و کفر و او قتل را قبول کند و اسلام خویش راحفظ نماید.
(مَ) [ ع. ]
۱- (ص نسب.) منسوب به محفور.
۲- (اِ.) فرشهای مخصوص از قبیل زیلو و قطیفه خواب دار و غیره که در شهر «محفوره» میبافتند.